علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٢٣ - ٦ توكل
توكل بر خداى سبحان، درجاتى دارد كه يكى از آنها اين است كه در تمامى امور به آنچه خداى سبحان برايت فراهم ساخته، اعتماد كنى؛ پس به آنچه براى تو انجام داده، خشنود باشى و بدانى كه او در خير و عنايت به تو، كوتاهى و درنگ نكرد و بدانى كه در امر، حكم از آن اوست. پس با واگذارى آن امر به خدا بر او توكل كن.[١]
بر اين اساس خواجهعبدالله انصارى مىنويسد:
توكل واگذارى تمامى امور به مالك امور و اعتماد به اين وكالت و واگذارى است.[٢]
با اين توصيف، اگر سالكى خواهان وصول به مقام توكل است، نخست بايد وكالت خداى سبحان را دريابد و اسم وكيل را كه پرورنده فضيلت توكل است، نيك بفهمد؛[٣] زيرا «توكل به ميزان شناخت وكيل است؛ پس هركه وكيل رابيشتر بشناسد، توكلش كاملتر مىشود.»[٤] به گفته سيد حسين درودآبادى، خداى سبحان به اعتبار شايستگىاش براى واگذارى امور به او، «وكيل» نام دارد.[٥] خداى سبحان، اين شايستگى را به دليل آفريدگارى جهانيان، پروردگارى عالميان، مهربانى فراوان، سرپرستى بندگان، مالكيت نظام هستى، حكمت بىهمتا و حاكميت جهانى از آن خويش ساخته است؛ زيرا شناخت همه اين خصايص،
[١] -« التوكل على الله درجات؛ منها ان تثق به فى امرك كله فيما فعل بك فما فعل بك كنت راضياً و تعلم انه لم يألك خيراً و نظراً و تعلم أن الحكم فى ذلك له، فتتوكل عليه بتفويض ذلك اليه.»( حسن بن شعبه حرانى، تحف العقول، ص ٤٤٣.)
[٢] - عبدالرازق كاشانى، شرح منازل السائرين، ص ١٧١.
[٣] - بنگريد به: ابوطالب مكى، قوت القلوب، ج ٢، ص ٤؛ ابوحامد محمد غزالى، المقصد الاسنى، الفصل الاول من الفن الثانى؛ محسن فيض كاشانى، علم اليقين، ج ١، ص ١٩٧.
[٤] - ابوحفص عمر بن محمد سهروردى، عوارف المعارف، ص ٢٩٢.
[٥] - سيد حسين درودآبادى، شرح الأسماء الحسنى، ص ١٨٢.