علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣٣٥ - ٨ شكر
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً؛[١] آيا ندانستهايد كه خدا آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟
هرگاه سالك در موقعيت سلوكى مقام شكر قرار گرفته و نعمتى را دريافت كرد، نخست بايد آن را نيك بشناسد و از آن غفلت نورزد كه اين شناخت، خود توفيق بزرگ و نوعى اداى شكر است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
كسى كه خداى سبحان به او نعمتى ارزانى داشته و او در دلش آن نعمت را بشناسد، شكر آن نعمت را گزارده است.[٢]
سالك بايد در اين شناخت دريابد كه آيا اين نعمت، به حقيقت لطف ايزدى و از باب رحمت و نعمت است تا شكر آن را برآورد يا آنكه از قهر و خشم الاهى و درحقيقت نقمتى در لباس نعمت است تا از آن بهراسد و دورى جويد؛ زيرا چنين نعمتى بلاى استدارج است:[٣]
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ؛[٤] به تدريج از جايى كه نمىدانند، گريبانشان را خواهيم گرفت.
استدراج نوعى مكر الاهى است كه خداى سبحان بر بندگان سيهسيرتِ ناشستهروى ناشايستهمكان فرو مىريزد تا آنان را كه از روى توهم، خود را بنده صالح و مؤمن سالك مىدانند، از خويش دور سازد؛ بهگونهاى كه هرچه آنان
[١] - لقمان( ٣١): ٢٠.
[٢] - قال الصادق( ع):« من أنعم الله عليه نعمه فعرفها بقلبه فقد أدى شكرها.»( محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ٩٦.)
[٣] - بنگريد به: عبدالرزاق كاشانى، شرح منازل السائرين، ص ٥٤.
[٤] - اعراف( ٧): ١٨٢.