علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٩٦ - ٢ تدبير ربوبى مولاى هستى
اگر نيكى به تو رسد، آن منافقان را بدحال مىسازد و اگر پيشامد ناگوارى به تو رسد مىگويند: «ما پيش از اين تصميم خود راگرفتهايم» و شادمان روى برمىتابند. بگو: «جز آنچه خدا براى مامقرر داشته، هرگز به ما نمىرسد. او مولاى ماست و مؤمنان بايد برخدا توكل كنند. بگو: «آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى را انتظارمىبريد؟»
چه نيكوست آدمى براى تحصيل عبوديت، هماره زمزمه سائلانه با خداى سبحان داشته باشد؛ همان زمزمهاى كه امام سجاد (ع) بر زبان داشت:
وطيِّب بقضائك نفسي و وَّسع بمواقع حكمك صدري و هَبْ لي الثقة لأقر معها بأن قضائك لم يجر إلا بالخيرة
؛[١] بارالها! مرا به قضايت دلخوشكن و سينهام را به موارد حُكمت گشاده فرما و به من اطمينان ده كه به سبب آن اقرار كنم كه قضاى تو جز به آنچه خير است، روان نشده است.
بنابراين سالكان راه توجه قلبى، تدبير حرصآلود و حزنآور را از بزرگترين مشغلهسازان و تشويشآوران دل مىدانند و «عبوديت- به گفته جنيد بغدادى- ترك شغلهاست و مشغول شدن به كارى كه آن كار اصل فراغت است.»[٢] چرا حرص و حزن و اعتراض در كارها؟[٣] اگر مولاى هستى اراده كند كه بدهد، كسى تواناى منع او نيست؛ پس چرا با خلق درگير شويم و اگر اراده كند كه ندهد، كسى را ياراى اعطاى آن نيست؛ پس چرا خود را به زحمت و رنج اندازيم يا به خلق دست دراز كنيم.[٤]
[١] - صحيفه سجاديه، دعاى ٣٥، ص ١٨٨.
[٢] - ابوالقاسم قشيرى، رساله قشيريه، ص ٣٠٧.
[٣] - بنگريد به: سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ٩، ص ٣٠٦ و ٣٠٧.
[٤] - بنگريد به: سيدهاشم بحرانى، تفسير البرهان، ج ١، ص ١٠٨.