ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٥ - شرحها
٢- شناسائى او از نظر نسب و نژاد و احوال زندگانى او چنانچه مورّخان مردان تاريخ را شناسند.
٣- شناسائى او از نظر يك رهبر و پيشوا در امور دين و دنيا و طى طريق سعادت به اعتبار اين كه تعليمات او پرتو راه نجات و درك مقامات عاليه ماديه و معنويه است، در دنيا وسيله آسودگى و عدالت است و در آخرت وسيله رسيدن به بهشت و سعادت.
آنچه در موضوع امامشناسى وظيفه مذهبى است همين معنى سوم است كه از آن به معرفت امام تعبير شده و معرفت امام به عنوان يك پيشواى واجب الاطاعه تفسير گرديده، معرفت امام از نظر دو معنى اول موضوع اين حكم نيست، بلكه مقدمه رسيدن به معنى سوم است و كمال معرفت امام است، شناختن امام به معنى اول و دوم درك وجود معمولى و انسانى امام است به وسيله ديدن شخص او يا شنيدن احوال او كه همه مردم در آن شركت دارند از موافق و مخالف و مؤمن و كافر ولى شناختن امام از نظر سوم بر اساس عقيده و اكتشاف در قلب است كه تعلق به وجود خارجى او دارد، و به اين نظر امامشناسى يك وجدان انسانى است در دل پيروان او كه پرتو آن جلوى راه سلوك انسانى را باز مىكند و درك مىكند كه هر قدمى در راه زندگى برمىدارد به كجا مىگذارد، در اين مرحله امام به وجود روحانى خود در دل عارف به امامت منعكس است و پرتو اين وجود روحانى امام كه در باطن تحقق يافته راه سلوك به سعادت را براى انسان روشن مىكند و اين حقيقت صادق است كه اين وجود روحانى محقق در دل عارف به امام به ذات خود هويدا است و راه و روش زندگانى را روشن و هويدا مىكند و معنى نور همين است و چون تحقق اين حقيقت روحانى بر اثر تعليمات قرآن مجيد است و به اعتبار ديگر تابشى است از حقيقت نوريه قرآن در دل عارف به امامت، در اين حديث و احاديث ديگر مىفرمايد: نورى كه خدا نازل كرده و در مجموعه