ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٧ - شرحها
كه يكى از جهات معجزات قرآن مجيد، ابتكار مضامين پر معنائى است كه از قدرت عادى ادبى بشر خارج است و به نظر من از اين باب است:
الف: كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ، هر دمزنى مرگ را مىچشد.
ب: فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ، در بيان مسلط كردن خواب بر اهل كهف.
و روشنترين ابتكارات قرآن همين آيه مباركه نور است، اين مضمون و اين معانى منتظمه نه در كلمات حكماء سلف، نه در مضامين اشعار و خطب ملتها، نه در تعبيرات كتب عهد عتيق و جديد و در نتيجه در هيچ ميدان تعبيرى سابقه نداشته و بايد اعتراف كرد كه فوق تفكر و انديشه معمولى بشر و خصوص عرب است.
٢- اين آيه با اين جمله آغاز شده است الله نور السموات و الأرض خدا است روشنى آسمان و زمين، اين روشنى آسمان و زمين بر چند وجه فهم مىشود:
الف: روشنىهاى محسوس به ديده چون روشنى آفتاب و ماه و ستارگان، در اين صورت منظور از روشنى زمين همان پرتوى است كه از اختران آسمان در آن نمايان مىشود به نظر اهل زمين، يا درخششى كه زمين در نظر ساكنان آسمان دارد بواسطه نمايش دادن نورى كه از خورشيد كسب مىكند، زيرا از كرههاى بالا، زمين از سوئى كه آفتاب در آن مىتابد درخشانى دارد چنانچه ماه در نظر اهل زمين درخشان است.
ب: از نظر روشنىهاى معنوى و ادراكى: البته نور و روشنى منحصر به همان شعاع و پرتو محسوس نيست كه با ديده درك مىشود بلكه نور وسيله انكشاف و درك اشياء است و بسا باشد كه از نظر قصور ديده در آن در نيايد ولى در نهاد انسان بتابد و همان خاصيت نور را بدهد، مثلا مطلق علم نورى است در عالم هستى، علم، تشعشع و پرتو درون انسانى است كه بر محيط خارج مىتابد و آن را عيان مىكند بلكه طبق تحقيقات دانشمندان امروز