ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠١
و بعضى گفتهاند مقصود اين است كه ما تو را مسئول كيفر و جزاى كردار آنها نكردهايم كه بيم داشته باشى و نتوانى بر آن قيام كنى، زيرا ما خود متصدى مجازات آنها گرديم، و گفتهاند مقصود اين است كه تو مسئول حفظ آنها از گناه نيستى، از جبائى. پايان كلام طبرسى.
اين آيه در ضمن آيات جهاد و امور نظامى است و تشكيلات نظامى هم كه از بسيج افراد براى جلوگيرى از دشمن و حفظ انتظامات شروع مىشود تا مراحل نهائى آن نيازمند قوانين بسيار دقيق و انضباطهاى كاملى است كه در ضمن اين آيه باز اختياراتى در اين زمينه به پيغمبر داده شده است و در اينجا به اين اصل تعبير شده كه:
«هر كه فرمان پيغمبر را ببرد فرمان خدا را برده است» طبرسى در اينجا يك اصل اصولى بيان كرده و آن اين است كه دو امر جدى و دو فرمان حقيقى نسبت به يك موضوع نمىتواند تعلق بگيرد، زيرا امر و فرمان مولوى به اصطلاح علت تامه فعل است در مقام تشريع و جعل داعى چنانچه مباشرت عمل علت خارجى عمل است، و چنانچه اجتماع دو علت تكوينى و خارجى براى يك عمل و يك كار كه معلول آن است محال است اجتماع دو علت آمرى هم براى يك عمل محال است، بنا بر اين تعبير از اين كه هر كه اطاعت پيغمبر كند اطاعت خدا كرده است، مقصود اين نيست كه پيغمبر همان بيان امر خدا كند، زيرا در اين صورت نسبت به پيغمبر خودش امرى و اطاعتى در ميان نيست بلكه اطاعت پيغمبر در مواردى است كه طبق اختيارات خود به طور مستقل دستورهائى صادر كند.
٤)- (٤٠ سوره ص) اين آيه دنبال آياتى است كه سلطنت سليمان را اعلام مىكند و از اينجا شروع مىشود.
از طبرسى (ره)- سپس خداى سبحان دعاى سليمان را حكايت كرده