ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٥
منظور بر خلاف بيانى است كه مجلسى (ره) دنبال آن را گرفته، تا آيه مباركه (٣٠ سوره شورى) را بر آن تطبيق كرده، اين همان سوء تعبيرى است كه يزيد در برابر امام بيمار (ع) نسبت به حادثه كربلا نمود، نعوذ باللَّه.
با اين كه دنباله حديث مدح بليغى از اصحاب على (ع) كرده و فرموده است: آنها راز نگهدار بودند و به خاطر همين بود كه على (ع) اسرارى را بدانها آموخته بود، ولى شما (مانند ابو بصيرها) راز نگهدار نيستيد كه من هم اسرارى به شماها بياموزم، و اين كه مىفرمايد: اين بلا از طرف خودشان بود، يعنى خودشان داوطلب و مشتاق تحمل اين بلاها بودند براى حفظ مصالح مذهب و اين نهايت فداكارى و بزرگوارى است. در اينجا بايد در چند موضوع بحث شود:
١- تفسير آياتى كه در ضمن اخبار اين باب آمده است و آن پنج آيه است:
١)- (٤ سوره قلم): وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ از طبرسى (ره): «و به راستى تو اى محمد بر روش خُلق عظيمى يعنى بر روش دين بزرگى هستى كه دين اسلام است». از ابن عباس و مجاهد و حسن و گفته شده معنايش اين است كه متخلّق به اخلاق اسلام و داراى طبع كريمى. حقيقت خُلق اين است كه انسان خود را بر حفظ آداب وادار كند، و آن را خُلق گويند براى آن كه مانند خلقت در انسان پا بر جا شود، و اما آن آدابى كه در طبع انسان است خيم گويند، پس خُلق طبع اكتسابى است و خيم طبع غريزى.
گفته شده كه خُلق عظيم صبر بر حق و وسعت بخشش و تدبير امور بوده است وفق عقل همراه صلاح و نرمش و مدارا و تحمل ناگواريها در مقام دعوت مردم به خداى سبحان و گذشت و عفو و تلاش در يارى مؤمنان و ترك حسد و حرص و امثال آن، از جبائى نقل شده.