ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٨ - شرحها
كه نص و تعيين بر امر خلافت و امامت از دست شما رفت و مخصوص على (ع) گرديد، چون كه پيغمبر او را به خلافت معين كرد و شما را محروم ساخت و در جمله دوم به آنها مىفرمايد: «شاد نباشيد به اين رياست ظاهر كه خدا به دست شما داد» يعنى خدا شما را به اراده خودتان واگذارد و وادارتان نكرد به ترك آن و توانائى به شما داد در غصب خلافت از مستحق آن (اين بيان مجلسى (ره) بر پايه اين است كه «آتاكم» را فعل متعدى گرفته و فاعل آن را ضمير مقدر و راجع به خدا دانسته ولى ظاهر اين است كه در اينجا معنى لازم دارد و ضمير فاعل آن به ماء موصوله بر مىگردد و ضمير (كم) بعنوان حذف و ايصال بدان پيوسته مانند (جاءكم) كه در اصل (جاء اليكم) است و (جاء) فعل لازم است مانند (ذهب) و معنى فارسى آن اين است، شاد نباشيد بدان چه بدست شما افتاده، چنانچه ما آن را ضمن حديث همين طور ترجمه كرديم و اعتبار (آتاكم) فعل لازم به اعتبار ترك مفعول است مانند (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ) يا از باب مشاكله است در برابر (فاتكم) چون باب مشاكله يكى از محاسن ادبيت وسيع زبان عرب است).
يك جمله كه" لا تأسوا ... الخ" باشد مقدمه است و اشاره است به موضوع سابقى كه عبارت از نص بر خلافت على (ع) است در زمان حيات پيغمبر (ص) و جمله ديگرى كه" لا تفرحوا" است اشاره به واقعهاى است كه دنبال آن آمد و آن غصب خلافت است بعد از پيغمبر، و حسن انطباق اين تأويل بر آيه روشن است و حاصل آن با توجه به سابق آيه اين است كه:
هيچ گرفتارى و پيشآمدى در زمين و در جان شما نباشد مگر آنكه ما آن را سرنوشت كرديم و حكم آن را پيش از خلق اصل مصيبت بلكه اصل نفوس در كتاب ثبت كرديم تا شما افسوس نخوريد بر آنچه از دستتان رفت از امر خلافت حقه و بدانيد كه مستحق خلافت حقه نيست جز كسى كه ملائكه به همراه روح الامين براى گزارش احكام ثبت شده در اين كتاب بر او نازل مى