ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٩ - شرحها
شهرستانى در تفسير خود به نام" مفاتيح الأسرار" از امام صادق (ع) روايت كرده كه مردى از وى پرسيد و گفت: علماى ما مىگويند ذكر در گفتار خدا «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» همان توراة است و اهل ذكر هم علماى يهودند، امام فرمود: در اين صورت خدا ما را به دين يهود دعوت كرده است بلكه به خدا ما هستيم اهل ذكر كه خدا دستور داده در هر مسألهاى به ما مراجعه شود. پايان نقل از مجلسى.
مضمون خبر اخير اين است كه به هيچ وجه منظور آيه، سؤال از أهل كتاب نيست با اينكه اين آيه در دو مورد از قرآن است: اول در سوره نحل كه گذشت و دوم در سوره انبياء آيه ٧ و اين هر دو از سورههاى مكّى نزولند و طرف خطاب در آنها منكران نبوت است و مقصود دعوت آنها است براى بررسى راجع به تصديق پيغمبر اسلام و يكى از آن بررسيهاى مفيد رجوع به علماى يهود و نصارى بوده و تحقيق از علامات نبوت طبق بشارتهائى كه در كتب آنها وارد بوده است، در اين صورت به يكى از دو وجه بايد اين روايت را توجيه كرد:
١- مضمون آيه از نظر ارجاع به توراة، جنبه وقتى داشته و مخصوص همان دوران مبارزات اوليه با منكران نبوت بود و براى هر زمانى نبوده است و چون در آينده موضوع نبوت محقق شد و يا بررسيهاى روشنترى زمينه پيدا كرد مفاد اين آيه از اين نظر نسخ و متروك است يا اينكه بىموضوع است و در حال سؤال سائل از امام باقر (ع) به هيچ وجه منظور از آيه، رجوع به توراة نبوده و وظيفه احدى نيست كه به علماى يهود و نصارى رجوع كند و سؤالى نمايد.
٢- مورد خطاب در پرسش از اهل توراة همان خصوص كفار و مشركين معارض با پيغمبر بودند و اين دستور از نظر الزام آنها بوده براى اعتراف به حق و نظر كلى و عمومى در ميان نبوده و اين به اعتبار استنادى بوده