ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٧ - شرحها
گفتهاند: مقصود اين است كه ستارهها نشانه قبلهاند و بنا بر تفسير امام، ضمير (هم) و ضمير (يهتدون) هر دو به علامات برگردند و اين اظهر است زيرا در آيه قبل فرمايد: «كوههاى لنگروارى بر روى زمين افكند تا مبادا زمين بر شما بلرزد و جويها و راهها در آن نهاد شايد شما رهبرى شويد» و بنا بر تفسير مشهور بايد در اين آيه" تهتدون" گفته شود كه خطاب به مردم باشد ولى بنا بر تفسير امام نيازى نيست كه بگوئيم از خطاب التفات به غيبت شده است و وجود اين معانى در بطن آيات مخالف معنى ظاهر آنها نيست، زيرا چنانچه براى اهل زمين كوهها و نهرها و ستارهها و علاماتى است كه از آنها به راههاى ظاهر زمين رهبرى شوند و امور معاش خود را اصلاح كنند هم چنان لنگرها از وجود انبياء و اوصياء و ائمه دارند كه بوسيله آنان زمين بر جا ماند و نشانههاى علوم و معارف باشند كه وسيله زندگى معنوى بشر است، پس وجود پيغمبران و امامان خورشيد و ماه و اخترانى است كه بوسيله آنها به مصالح دنيا و آخرت رهبرى شوند. از شرح مجلسى (ره):
١- عدن يعنى اقامت و گفته شده است كه جنت عدن نام شهر بهشت است كه مسكن انبياء و علماء و شهداء و پيشوايان عادل است و مردم ديگر در بهشتهائى گرد آنند، و گفته شده نام كاخى است مخصوص پيغمبر يا صديق يا شهيد يا امام عادل و گفتهاند: عدن نام نهرى است كه در دو سويش جنات عدن واقعند و اوّلى درستتر است.
٢- صنعاء شهرى است در يمن (كه اكنون پايتخت است) و أَيْلَه به همزه مفتوحه و ياء ساكنه دو نقطه بزير در قاموس گفته است: نام كوهى است ميان مكه و مدينه نزديك ينبع و نام شهرى است ميان ينبع و مصر و نام قلعه معروفى است و ايله به همزه مكسوره نام دهى است در باخرز و نام دو جاى ديگر است .. ولى در كتب ديگر أبلّه ضبط شده به الف مضمومه و باء يك