موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - فصل سوم در بعض مراتب صبر كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
فصل سوم در بعض مراتب صبر كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
رُوِيَ أنَّ شَابّاً مِنَ الْمُحِبّينَ سَأل الشِّبْلي عَنِ الصَّبْرِ، فَقالَ: أيُّ الصَّبْرِ أَشَدُّ؟
فَقالَ: الْصَّبرُ للَّهِ. فَقالَ: لا. فَقال: الْصَّبْرُ بِاللَّه. فَقال: لا. فَقال: الْصَّبْرُ عَلى اللَّه. فَقالَ:
لا. فَقالَ: الْصَّبْرُ فِي اللَّه. فَقالَ: لا. فَقالَ: الْصَّبْرُ مَعَ اللَّه. فَقالَ: لا. فَقالَ: وَيْحَكَ فَأيٌّ؟ فَقالَ: الْصَّبْرُ عَنِ اللَّه. فَشَهِقَ الشِّبْلي، فَخَرَّ مَغْشيّاً عَلَيْه [١].
بر ما است كه بهطور اجمال اين مراتب را كه در اين عبارت است، شرح كنيم:
أمّا صبر للَّه، از مقامات نازله سالكين است كه از خود و آمال نفسانيه منسلخ شدند و مهاجرت الى اللَّه كردند. پس در اين انسلاخ هر چه بكنند، براى حق است؛ نه براى خود، و مادامى كه انسان در جلباب نفسانيت و حجاب خودى است، تمام حركات و سكنات و مناسك و عباداتش براى خود است؛ حق تعالى و توحيد و اطاعت او را هم براى خود مىخواهد، و مادامى كه انسان در بيت نفس است و قدمش قدم سير به باطن خود است، مهاجر الى اللَّه نيست و مسافر و سالك نيست؛ مانند سير در بلد مىماند كه هر چه از گوشه بلد به گوشه ديگر سير شود، سفر محقق نشود.
پس تا خروج از بيت نفس و بيرون رفتن از انانيت نباشد، سفر الى اللَّه و هجرت به سوى او محقق نشود، و پيش اهل معرفت، تمام رياضاتش رياضت
[١] الرسالة القشيرية، ص ٢٨٨؛ إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ١١٨، فصل في بيان دواءِ الصبر وما يستعان به عليه؛ شرح منازل السائرين، ملّا عبدالرزّاق كاشانى، ص ٢٠٢- ٢٠٣، باب الصبر.