موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - فصل سوم در فرق ميان خوف كه از جنود عقل و رحمان است و ميان قنوط كه از جنود جهل و شيطان است
احترام و تعظيم كند، و در محضر او- كه همه عالم است- ممكن نيست كه مخالفت او كنى؛ پس اين مخالفتها از احتجاب است و اين احتجاب، مايه غرور است.
هان اى عزيز! از خواب گران برخيز و از اين غرور شيطانى بپرهيز كه اين غرور انسان را به هلاكت ابد رساند و از قافله سالكان بازدارد و از كسب معارف الهيه- كه قرّة العين أهل اللَّه است- محروم كند.
و بدانكه با غرور، مواعظ الهيه و دعوتهاى انبياء و موعظتهاى اولياء اثر نكند؛ زيرا كه غرور ريشه همه را بنيانكَن كُند، و اين از دامهاى بزرگ و نقشههاى دقيق ابليس و نفس است كه انسان را از فكر خود و فكر مرضهاى خود ببرد و موجب نسيان و غفلت شود و اطبّاى نفوس از علاج او عاجز شوند و يكوقت به خود آيد كه كار از اصلاح گذشته و راه چاره بهكلّى مسدود شده. قال [اللَّه] تعالى: وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ [١].
فصل سوم در فرق ميان خوف كه از جنود عقل و رحمان است و ميان قنوط كه از جنود جهل و شيطان است
بدانكه مبادى خوف از حق تعالى و يأس و قنوط از رحمت اللَّه، مختلف و آثار و ثمرات آنها نيز متفاوت و متمايز است؛ زيرا كه خوف يا از تجلّى جلال و عظمت و كبرياى حق- جلّ جلاله- است و يا از تفكّر در شدّت بأس و دقت
[١] «و آنان را بترسان از روز حسرت كه كار به پايان آمده، و آنان همچنان در حال غفلت و بىايمانى هستند». (مريم (١٩): ٣٩)