موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - فصل دوم اصلاح نفس از جحود
وارد عراق شدم، ديدم مردى به رفيق خود تعرض مىكند كه تو مردى هستى داراى عيال و محتاج هستى كه براى آنها كسب كنى، و من ايمن نيستم از اينكه چشمهاى تو كور شود از طول دادن سجده.
آن شخص گفت: واى به تو! اگر چشم كسى از طول سجده باطل مىشد، چشم ابن أبي عُمَيْر باطل مىشد. چه گمان مىبرى به مردى كه سجده شكر كرد بعد از نماز صبح و سرش را از سجده برنداشت مگر وقت زوال شمس؟! [١]
و وارد شده است كه طول سجده از دين ائمه عليهم السلام [٢] و از سنن اوّابين است [٣].
آرى، آنان كه معرفت به حق دارند و انس و محبت به آن ذات مقدّس پيدا كردند، براى آنها اين نوع اعمال، زحمت و مشقت ندارد. انس و عشرت با محبوب ملالت نياورد؛ خاصّه آن محبوبى كه همه محبتها و محبوبيتها، رشحهاى از محبت او است. چه خوش گفته شده است از زبان آنان:
| آنكس كه تو را شناخت جان را چهكند |
| فرزند و عيال و خانمان را چه كند |