موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٦ - فصل پنجم راه تحصيل ايمان
قرارداد خارج شد، چنانچه از ساير فطرتها نيز صرف نظر نموديم.
و از آنچه مذكور شد، معلوم شود كه كفر، مورد تنفّر فطرت است و از فطريات محجوبه است نه مخموره، وَالْحَمْدُ للَّهِ أوَّلًا وَآخِراً.
فصل پنجم راه تحصيل ايمان
] اكنون كه معلوم شد ايمان، غير از علم است و آنچه كه در ما از معارف و حقايق توحيد و اسماء و صفات است علم است و قلب ما را از آنها خبرى نيست و معلوم شد كه تا اين امور به قلب نرسد و قلب به آنها مؤمن نشود اثرش كم است، بايد انسان در صدد تحصيل ايمان برآيد كه اگر خداى نخواسته از اين عالم- كه دار تغيُّر و تبدُّل است و هر يك از ملكات و اوصاف و احوال قلبى را مىتوان در آن تغيير داد- بيرون رويم و از ايمان، دست ما تهى باشد، خسارتهاى فوق العاده به ما وارد خواهد آمد و در خسران بزرگ واقع خواهيم شد و ندامتهاى بىپايان نصيب ما خواهد گرديد، و در آن عالم، ممكن نيست هيچ حالى از احوال نفس تغيير كند، يا اگر ايمان در اينجا حاصل نشد، آنجا بتوان حاصل نمود.
پس انسان بايد در همين عالم، اين چند صباح را مغتنم شمارد و ايمان را با هر قيمتى هست، تحصيل كند و دل را با آن آشنا كند. و اين در اوّلِ سلوك انسانى صورت نگيرد، مگر آنكه اوّلًا، نيّت را در تحصيل معارف و حقايق ايمانيه خالص كند و قلب را با تكرار و تذكّر، به اخلاص و ارادت آشنا كند تا اخلاص در قلب جاىگزين شود؛ چه كه اگر اخلاص در كار نباشد ناچار دست