موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - مقاله دوم در بيان شمّهاى از حقيقت عقل و جهل و بيان مراد حديث شريف
بهطورى كه منافى با قواعد توحيد و تنزيه و تقديس حق- جلّ وعلا- نباشد. و ما- بحمد اللَّه وحُسن عنايته- به وجهى مناسبِ مسلكِ اهل معارف و اصحاب قلوب، اثبات حدوث زمانى همه عوالم غيب و شهادت نموديم [١] كه بيان آن با مقدّماتش، محتاج به افراد رساله جداگانه است، لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً [٢] و توفيقى عنايت فرمايد كه به آن نايل شويم، با آن كه، آن نحو حدوثى كه بعض محدثين بزرگوار [٣] به مِلّيين نسبت دادهاند از ساحت آنها دور، و قول آن مستلزم چندين محذور است كه هر يك اساس تنزيه و توحيد را متزلزل مىكند و ايشان از آن غفلت داشتهاند.
بالجمله، ثبوت عقل مجرّد، بلكه عوالم عقليه، موافق احاديث اهلبيت عصمت [٤] و اشارات بعض آيات شريفه الهيه [٥] و ضرورت عقول اولوا الألباب [٦] و نتيجه رياضات اصحاب معارف است. و اين جوهر مجرّد، عقل عالم كبير است و در لسان بعضى [٧]، از آن به «آدم اوّل» تعبير شده، و اين، غير آدم أبوالبشر است، بلكه روحانيت آدم- عليه السلام- ظهور آن است.
[١] تعليقات على شرح فصوص الحكم، ص ٢٤- ٢٥؛ تقريرات فلسفه، امام خمينى، ج ١، ص ٦٦.
[٢] «شايد خداوند بعد از اين، امرى را إحداث نمايد». (الطلاق (٦٥): ١)
[٣] مرآة العقول، ج ١، ص ٢٣٥؛ بحار الأنوار، ج ٥٤، ص ٢٣٨.
[٤] علم اليقين، ج ١، ص ٢٥٥.
[٥] ر. ك: الإسراء (١٧): ٨٥؛ الحجر (١٥): ٢٩.
[٦] الحكمة المتعالية، ج ٧، ص ٢٦٢.
[٧] الإنسان الكامل، عزيزالدين نسفى، ص ٧٢؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٤٠٦.