موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٧ - فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضائل علم از طريق نقل
شهادت خود و ملائكه قرار داده، و اصل قرينبودن گرچه فضيلت عظيمى است، ولى در كيفيت شهادت نيز شايد قرين باشند، و اين از غايت كمال و عظمت است؛ زيرا كه شهادت حق- تعالى شأنه- فقط شهادت قولى نيست، چنانچه شهادت ملائكه نيز شهادت قولى محض نيست، بلكه اين شهادت ذاتى [است] كه نفس كمال وجود، دليل بر وحدت است، چنانچه در محل خود مقرر است [١]. و بنابراين، براى اولوا العلم نيز مقام صرافت وجود ثابت شده است، و اين كمالى است كه فوقِ آن كمالى نيست.
و علم تأويل قرآن را به راسخين در علم اختصاص داده پس از ذات مقدّس خود، چنانچه فرموده: وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ [٢] إلى غير ذلك از خواصى كه خداوند براى علم و فضائلى كه براى اهل علم مقرر فرموده؛ چون ايمان [٣] و توحيد [٤] و خشيت [٥] و خضوع و خشوع [٦] و امثال آنكه در قرآن
[١] ر. ك: آداب الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ١٦٤.
[٢] «تأويل قرآن كريم را جز خدا، و آنانكه در دانش، قدم استوار دارند، نمىدانند». (آل عمران (٣): ٧)
[٣] در قرآن آمده است كه: «وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا»؛ «و كسانى كه قدم استواردر علم دارند، مىگويند به خدا ايمان آورديم». (آل عمران (٣): ٧)
[٤] مانند آيه هفتم، سوره آل عمران كه در متن بدان اشاره شد.
[٥] مانند اين آيه شريفه: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»؛ «فقط بندگانِ عالم و دانشمندِ خدا، از او خشيت دارند». (فاطر (٣٥): ٢٨)
[٦] چنانكه در قرآن كريم، زيادتى خشوع را از علامتهاى اهل علم دانسته است، در آن هنگام كه قرآن بر ايشان تلاوت شود: «إنَّ الَّذِينَ اوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ ... يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً»؛ «آنانكه ازپيش علم آموختند، چون قرآن بر آنها تلاوت شود ... مىگريند، وبر خشوع ايشان افزوده مىشود». (الإسراء (١٧): ١٠٧- ١٠٩)