موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٢ - فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
كتاب ذاتش ثابت و ثبت است.
تمام ثناها و تعظيمهايى كه اهل دنيا از صاحبان نعمت و مواليان دنياوى خود كنند، به همين فطرت الهيه است. تمام تعظيمها و اثنيه [اى] كه متعلّمان از دانشمندان و معلّمان كنند نيز از اين فطرت است.
و اگر كسى كفران نعمتى كند يا ترك ثناى منعمى نمايد، با تكلّف و برخلاف فطرت الهيه است، و خروج از غريزه و طبيعت انسانيت است، و لهذا به حسب فطرت، كافرانِ نعمت را نوع بشر تكذيب و تعييب كنند، و از غريزه ذاتيه انسانيه خارج شمارند.
اينها كه مذكور شد، راجع به شكر منعم مطلق- حقيقى و مجازى- بود، ولى بايد دانست آنچه از فطريات سليمه و لازمه فطرت مخموره غير محتجبه است، شكرگزارى و ثناجويى از ذات مقدّس منعمِ على الاطلاق است كه بسط بساط رحمتش در سرتاسرِ دارِ تحقق پهن گرديده و تمام ذرّات كائنات از خوان نعمت و ظلّ رزّاقيت ذات مقدّسش برخوردارند، و چون ذات مقدّسش كامل مطلق و كمال مطلق است و لازمه كمال مطلق، رحمت مطلقه و رزّاقيت على الاطلاق است، ديگر موجودات و نعمتهاى آنها ظلّ رحمت او و جلوه رزّاقيت اويند و هيچ موجودى را از خود، كمال و جمال و نعمت و رزّاقيتى- ازلًا و ابداً- نيست.
و هر كس نيز به صورت، داراى نعمت و كمالى است، در حقيقت، مرآت رزّاقيت و آينه كمال آن ذات مقدس است؛ چنانچه از كريمه شريفه: إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ [١] كه حصر رزّاقيت به حق تعالى فرموده، اين معنى بهطور
[١] «خداوند خود روزى دهنده و داراى نيرويى سخت استوار است». (الذاريات (٥١): ٥٨)