موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٧ - فصل دوم در اركان توكل است
فصل دوم در اركان توكل است
توكل حاصل نشود، مگر پس از ايمان به چهار چيز كه اينها به منزله اركان توكل هستند:
اوّل، ايمان به آنكه وكيل، عالم است به آنچه كه موكِّل به آن محتاج است.
دوم، ايمان به آنكه او قادر است به رفع احتياج موكّل. سوم، آنكه بخل ندارد.
چهارم، آنكه محبت و رحمت به موكّل دارد.
و با اختلال در يكى از اين امور، توكل حاصل نشود و اعتماد به وكيل پيدا نشود؛ چه كه اگر احتمال دهد كه وكيل جاهل به امور او باشد و محالّ احتياج را نداند، اعتماد به او نتواند كرد، و اگر علم او را بداند، ولى احتمال دهد با كمال علم، عاجز باشد از سدّ احتياج او، اعتماد به او نكند، و اگر قدرت او را نيز معتقد باشد و احتمال بخل در او بدهد، اعتماد حاصل نشود، و اگر اين سه محقَّق باشد، ولى شفقت و رحمت و محبت او را احراز نكرده باشد، معتمد به او نشود؛ پس توكل حاصل نشود. پس پايه توكل بر اين اركان اربعه قرار داده شده.
و اينكه مذكور داشتيم كه «ايمان به اين امور ركن باب توكل است» براى آن است كه مجرد اعتقاد و علم را تأثير در اين باب نيست.
و تفصيل اين اجمال آنكه ممكن است انسان با علم بحثى برهانى هر يك از اين اركان را مبرهن نموده و تمام مراتب را در تحت ميزان عقلى درآورده و اثبات نموده، ولى اين علم برهانى در او به هيچ وجه اثر نكند.