موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠ - مقدّمةٌ
آنكه بعضى مقدمه قريبه و بعضى بعيده و بعضى بلاواسطه و بعضى معالواسطه است.
علم فقه، مقدمه عمل است، و اعمال عبادى، خود، مقدمه حصول معارف و تحصيل توحيد و تجريد است اگر به آداب شرعيه قلبيه و قالبيه و ظاهريه و باطنيه آن قيام شود. و نقض نتوان نمود كه از عبادات چهل- پنجاه ساله ما هيچ معارف و حقايقى حاصل نيامده است؛ چه از علوم ما نيز هيچ كيفيت و حالى حاصل نشده [١] و ما را سر و كارى با توحيد و تجريد كه قرّة العين اولياء- عليهم السلام- است، نبوده و نيست. و آن شعبه از علم فقه كه در سياست مُدُن و تدبير منزل و تعمير بلاد و تنظيم عِباد است نيز مقدمه آن اعمال است كه آنها دخالت تامّ تمام در حصول توحيد و معارف دارند كه تفصيل آن از حيطه اين مختصر خارج است.
و همين نحو، علمِ به منجيات و مهلكات در علم اخلاق، مقدمه [است] براى تهذيب نفوس، كه آن مقدمه است براى حصول حقايق معارف و لياقت نفس براى جلوه توحيد؛ و اين نزد اهلش پر واضح است و براى جاحدين نيز معلوم نخواهد شد، گرچه «مثنوى هفتاد من كاغذ شود» [٢].
از مطلب دور افتاديم و عنان قلم، ما را به وادى ديگر كه بس عميق است
[١] اشاره است به اين بيت شيخ بهايى قدس سره:
«علم رسمى سر به سر، قيل است و قال نِى از او كيفيتى حاصل نه حال»
(كلّيات اشعار شيخ بهايى، ص ١٨١)
[٢] تمام بيت اين است:
گر بگويم شرحِ اين، بى حدّ شود مثنوى هفتاد مَن، كاغذ شود
(مثنوى معنوى، دفتر سوم، ص ٦٠٣، بيت ٤٤١)