موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
و در حديث ديگر است كه: «مؤمن، مؤمن نيست، مگر آنكه در آن خوف و رجا باشد، و خائف و راجى نشود تا آنكه عامل باشد به آنچه خائف و راجى است» [١].
و در روايات شريفه، اوصاف مؤمنين را شمردهاند و آنها را متّصف به صفاتى كردند؛ از قبيل توكّل و تسليم و رضا و خوف و رجا و امثال آن [٢]، و البته كسى كه متَّصف به آن صفات نباشد، از اهل ايمان نخواهد بود؛ و اين نيست، جز آنكه اين علم و ادراك كه در ما هست، ايمان نيست، و الّا ملازم با اين اوصاف شريفه و اعمال صالحه بوديم، واللَّه العالم.
فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
بدانكه در فصل سابق مذكور شد كه مقصود از فطريات، آن امورى است كه جميع سلسله بشرى در آن متفق باشند و هيچ عادتى و مذهبى و محيطى و اخلاقى در آن تأثيرى نكند. وحشيت و تمدّن، بدويت و حضريت، علم و جهل
[١] عَنْ أبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام يَقُولُ: «لايَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتّى يَكُونَ خائِفاً راجِياً، وَلايَكُونُ خائِفاً راجِياً حَتّى يَكُونَ عامِلًا لِما يَخافُ وَيَرْجُو». (الكافي، ج ٢، ص ٧١، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الخوف و الرجاء»، حديث ١١)
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٤٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب خصال المؤمن»، و ص ٦٠، «باب الرضا بالقضاء»، و ص ٦٣، «باب التفويض إلى اللَّه و ...»، و ص ٦٧، «باب الخوف و الرجاء».