موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩١ - فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
شكر، چون متضمن مكافات است، از اين جهت اسائه ادب است، مگر آنكه عبد مأمور به شكر باشد؛ كه قيام به شكر از قبيل قيام به امر الهى باشد. پس شكر اولياء قيام به طاعت است، نه شكر به حقيقت خود» [١].
ولى معلوم است كه اين تضمن دعوى براى غير اوليائى است كه جامع حضرات و حافظ مقام وحدت و كثرت و حايز رتبه برزخيت كبرى هستند. و از اين جهت، شيخ عارف محقق، خواجه انصارى با آنكه فرموده است: شكر از مقامات عامّه است، درجه سوم آن را چنين بيان كرده، قال: «وَالدّرَجَةُ الثالِثَةُ أنْ لايَشْهَدَ الْعَبْدُ إلّاالْمُنْعِمَ، فَإذا شَهِدَ الْمُنْعِمَ عُبُودَةً اسْتَعْظَمَ مِنْهُ النِّعْمَةَ، وَإذا شَهِدَهُ حُبّاً اسْتَحْلى مِنْهُ الشِدَّةَ، وَإذا شَهِدَهُ تَفْرِيداً لَمْ يَشْهَدْ مِنْهُ نِعْمَةً وَلا شِدَّةً» [٢].
و از اين فقرات شريفه معلوم شود كه اين مقام؛ يعنى مقام «شكر» چون ديگرِ مقامات سلوك، در اوائل، عامّه و خاصّه با هم مشترك يا مختص به عامّه است، و در اواخر مختص به خواص شود و ديگران را از آن حظّى نيست.
فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
بدانكه از فطرياتى كه در فطرت همه عائله بشرى به قلم قدرت حق، ثبت، و همه با هم در آن موافق و مشتركند، تعظيم منعم و ثناى او است، و هر كس به فطرت مخلّاى خود رجوع كند، درمىيابد كه تعظيم و محبت منعم در
[١] شرح منازل السائرين، ملّا عبدالرزّاق كاشانى، ص ٢١٢- ٢١٣.
[٢] منازل السائرين، ص ٧٣؛ شرح منازل السائرين، ملّا عبدالرزّاق كاشانى، ص ٢١٥.