موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٨ - فصل دوم در بيان فرق مابين رجاء و غرور است
آنان كه عمل نكنند و جزاء و نتيجه خواهند، مغرورانند.
و آنان كه عمل كنند و به عمل خود اعتماد كنند، از معجبانند كه از خود، ناسى و از حق، غافلند.
و آنان كه عمل كنند و خود و عمل خود را ناچيز شمارند و به حق و سعه رحمت او اعتماد دارند، اصحاب رجاء هستند.
علامت اينها آن است كه در دنيا نيز به غير حق اعتماد و توكّل نكنند و چشمشان از ديگر موجودات بسته و به جمال جميل باز است و از عمل به وظيفه و قيام به خدمت خوددارى نكنند، بلكه معرفت آنها، آنان را به عمل وادارد و از مخالفت بازدارد.
و در احاديث شريفه، اشاره به آنچه مذكور شد فرموده؛ چنانچه در كافى شريف سند به حضرت صادق [عليه السلام] رساند كه راوى گويد:
«گفتم به آن بزرگوار كه يك دسته از مردم معصيت خدا مىكنند و مىگويند:
ما اميدواريم؛ و همينطور هستند تا بميرند.
فرمود: اين جماعت مردمى هستند دستخوش امانى و آرزوى بىجا؛ اينان دروغ مىگويند؛ اينها راجى نيستند. كسى كه اميد چيزى را داشته باشد آن را طلب كند و كسى كه از چيزى بترسد فرار كند از آن» [١].
و روايت ديگرى است به همين مضمون، الّا آنكه در آنجا فرمايد:
[١] متن روايت كافى اين است: عَنْ أبي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام، قالَ: قُلْتُ لَهُ: قَوْمٌ يَعْمَلُونَ بِالْمَعاصي وَيَقُولُونَ نَرْجُو، فَلا يَزالُونَ كَذلِكَ حَتّى يَأْتِيَهُمُ الْمَوْتُ. فَقالَ: «هؤُلاءِ قَوْمٌ يَتَرَجَّحُونَ فِي الأَمانِيِ، كَذَبُوا، لَيْسُوا بِراجِينَ، إنَّ مَنْ رَجا شَيْئاً طَلَبَهُ، وَمَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ». (الكافي، ج ٢، ص ٦٨، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الخوف و الرَّجاء»، حديث ٥)