موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٤ - فصل چهارم موعظت در اين باب
چشم آن، برائت از حسد است ...» [١].
اكنون بايد انسانى كه داراى علم و عمل است، در خود و احوال خود و ملكات نفسانيه تفكّر كند و خود را در تحت نظر قرار داده تفتيش كامل كند، ببيند در هر رشته [اى] از علوم هست، چه ملكاتى علم در او به ارث گذاشته؟ اگر از اهل معارف است، ببيند نور معرفت اللَّه دل او را روشن كرده و با حق و مظاهر جمال و جلال او محبّت پيدا كرده و متواضع شده؟ يا آنكه به واسطه چندى مُزاولت در اصطلاحات، به همه عالم و جميع علماء به نظر حقارت- كه نظر ابليس است- نگاه مىكند و حكماء را قشرى مىخواند و ديگر علماء و دانشمندان را جزو حساب نمىآورد، مردم را چون حيوانات نظر مىكند؟!
اگر چنين است بداند كه اين اصطلاحات بىمغز، حجاب معرفت اللَّه و نقاب رخسار جانان شده. چيزى كه بايد انسان را از اسارت نفس وارسته كند و از علايق طبيعت بيرون ببرد، خود، انسان را در سجن طبيعت محبوس كرده و در زير زنجيرهاى شيطان قرار داده. بيچاره داد از منازل عشق و محبّت مىزند و معارف الهيه را به چشم مردم مىكشد و خود زُنّارِ نفس و بتِ خودخواهى و خودپرستى را در زيرِ جامه دارد و از خداى عالم غافل و به بندگان او- كه از او هستند- سركشى مىكند.
ابليس به تكبّر به آدم از مقام قرب دور شد و تو با اين تكبّر به آدمزادگان، مىخواهى راهى به معارف پيدا كنى؟ هيهات! نورِ معرفت اللَّه بايد دل را الهى
[١] متن فرمايش امير المؤمنين عليه السلام اين است: «يا طالِبَ العِلْمِ؛ إنَّ العِلْمَ ذُو فَضائِلَ كَثِيرَةٍ؛ فَرَأسُهُ التَّواضُعُ، وَعَيْنُهُ البَراءَةُ مِنَ الحَسَدِ». (الكافي، ج ١، ص ٤٨، «كتاب فضل العلم»، «باب النوادر»، حديث ٢)