موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - فصل اوّل در بيان فوائد صمت است
اعتزال، حرمان از معارف و علوم بسيار است، و خدمت به خلق- كه از افضل طاعات و قربات است- نوعاً با معاشرات و آميزش دست دهد؛ لكن چون آفات معاشرت بسيار است و انسان نمىتواند نوعاً خود را از آن حفظ كند، مشايخ اهل رياضت، اعتزال را ترجيح دهند بر عشرت.
و حق آن است كه انسان [١] در اوائل امر كه اشتغال به تعلّم و استفاده دارد، بايد معاشرت با دانشمندان و فضلا كند، ولى با شرايط عشرت و مطالعه در احوال و اخلاق معاشرين، و در بدايات سير و سلوك و اواسط و اوائل نهايات نيز از خدمت مشايخ و بزرگان اهل حال بايد استفادت كند، پس ناچار به عشرت است.
و چون به نهايات رسيد، بايد مدتى به حال خود پردازد و اشتغال به حق و ذكر حق پيدا كند. اگر در اين اوقات، «خلوت با حق» با «عشرت» جمع نشود، بايد اعتزال كند تا كمال لايق از ملكوت اعلا بر او افاضه شود، و چون حال طمأنينه و استقرار و استقامت در خود ديد و از حالات نفسانيه و وساوس ابليسيه مطمئن شد، براى ارشاد خلق و تعليم و تربيت بندگان خدا و خدمت به نوع، به آميزش و خلطه پردازد و خود را مهيّا و آماده كند كه تا مىتواند از خدمت به بندگان خدا بازننشيند.
و همينطور اين دستور كلّى است براى صمت و سكوت و تكلّم و ارشاد، كه در اوائل امر كه خود، متعلّم است، بايد به بحث و درس و تعلّم اشتغال پيدا كند، و فقط از كلمات و اقوال لغو و باطل خوددارى كند، و چون كامل شد، به تفكّر و تدبّر اشتغال پيدا كند و زبان از كلام به غير ذكر خدا و آنچه مربوط به
[١] در اصل: «براى انسان» آمده است.