موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - فصل دوم در بيان اختلاف درجات خوف است
پس درجه اوّلِ از خوف، خوف از عقاب و عذاب است، و اين، خوفِ عامّه است، و نوع خائفين خوفشان از اين قبيل است.
و ملحق به اين درجه است، خوف فقدان ثواب و نرسيدن به لذائذ محبوبه، و اين مرتبه از خوف را نبايد خوف از خداى تعالى محسوب داشت. چنانچه اگر عبادتى نيز از اين خوف به جا آمد، عبادت خالص نيست، و در احاديث شريفه فرمودند: «اين عبادتِ بندگان يا مزدوران است» [١].
انسان تا در اسارت نفس و شهواتِ نفسانيه است و خودخواه و خودبين است و بالجمله صبغه نفسانيه كه صبغة الشيطان است دارد، نه عبادت و طاعتش عبادة اللَّه شود و نه رهبت و رغبتش رهبت و رغبت مربوط به حق شود، بلكه تمام اعمال صوريه و معنويه و قلبيه و قالبيهاش نفسانى و منصبغ به صبغه نفسانيه شيطانيه است.
درجه دوم، خوف خاصّه است، و آن، خوفِ از عتاب است. اينان خائفِ از آن هستند كه مبادا از ساحت مقدّس مولا دور شوند و مورد عتاب و بىلطفى واقع شوند. اينان از توجه به لذّات حيوانى و شهوات طبيعى دور شدند، ولى لذّات معنويه در ذائقه روح آنان هست، و قرب منزلت و مقام را طالبند؛ و تا اين طلب براى خود هست، از رنگ نفسانيت و صبغه شيطانى، خالص و خالى نيست، و عبادات و طاعات اگر بدين مقصد و مقصود پيدا شد، دين اللَّه كه خالص از شوائب بايد باشد، نيست، أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ [٢].
درجه سوم، خوف اخصّ خواصّ است، و آن، خوفِ از احتجاب است.
[١] وسائل الشيعة، ج ١، ص ٦٢- ٦٣، «أبواب مقدّمة العبادات»، باب ٩، حديث ١- ٣.
[٢] «آگاه باش كه دين خالص، از آن خداست». (الزمر (٣٩): ٣)