موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٥ - فصل سوم در بيان آنكه «تسليم» از جنود عقل و رحمان است و لازمه فطرت مخموره است، و ضد آن از جنودِ جهل و لازمه فطرت محجوبه است
و تمام شرك و شكها از آن پيدا شود كه روح را انسان تسليم ولىّ مطلق كه حق تعالى است، نكرده، و اگر روح تسليم شد، تمام ممالك وجود تسليم شود.
پس، اعضاء ظاهره و قواى ملكيه نيز تسليم شوند، و تسليمشدن آنها آن است كه از خود و انانيت خود حركت و سكونى نكنند، و قبض و بسط آنها در تحت اراده حق تعالى باشد، و نمونه قرب نوافل در او حاصل شود «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذي يُبْصِرُ بِهِ ...» [١] إلى آخره.
و در مقابل تسليم مطلق، تزلزل و شك است كه از براى آن مراتبى است كه بعضى مراتب آن را شك جَلى و بعضى را شك خَفى و أخفى مىگوييم. پس «شك جلى» تزلزل در عقايد ظاهره جليه است، و «خفى» تزلزل در معارف و اسرار توحيد و تجريد و تفريد است، و «أخفى» حالت تلوين و عدم تمكين در مقامات مذكوره است.
[١] «گوش او خواهم بود كه با آن مىشنود، و چشم او خواهم بود كه با آن مىبيند. (اين قسمتى از حديث قُرب نوافل است كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است). (الكافي، ج ٢، ص ٣٥٢، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب مَن أذى المسلمين واحتقرهم»، حديث ٧)