موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - مقدّمةٌ
دست عامّه از آن كوتاه است و ما را نظر به استفاده عموم بلكه عوامّ است.
چهارم:- و آن عُمده است- آنكه مقصود مهم از صدور اين احاديث شريفه و مقصد اسنى از بسط علوم الهيه، افهام نكات علميه و فلسفيه و جهات تاريخيه و ادبيه نيست و نبوده، بلكه غاية القُصواى آن سبكبار نمودن نفوس است از عالم مُظلم طبيعت و توجه دادن ارواح است به عالم غيب و منقطع نمودن طاير روح است از شاخسار درخت دنيا كه اصل شجره خبيثه است، و پرواز دادن آن است به سوى فضاى عالم قدس و محفل انس كه روح شجره طيّبه است. و اين حاصل نيايد مگر از تصفيه عقول و تزكيه نفوس و اصلاحِ احوال و تخليص اعمال.
چنانچه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم- در حديث شريف كافى، كه علم را منحصر فرمود به سه چيز [١]، تعبير از قسم اوّل، كه علم عقايد است، به «آيه و نشانه محكمه» فرمود، و اين بدين نكته است كه حتى علوم عقايد نيز بايد آيت الهيه باشد و منظور و مقصود از آن، طلب حق و جستجوى محبوب مطلق باشد، كه اگر متكلّمى فرضاً يا حكيمى نقد عمر خود را صرف در شُعَب مُتشَتِّته و فنون متكثّره علم كلام و حكمت كند، و علم، آيتِ الهى و آلتِ حقجويى و حقخواهى نباشد، خودِ آن علم، حجاب بلكه حجاب اكبر شود، و علمش علم الهى و حكمتش حكمت الهيه نخواهد بود. بلكه پس از بحث بسيار و قال و قيل بىشمار، قلب را به عالم طبيعت كثرت، اعتناء افزون شود و روح را به شاخسار شجره خبيثه، تعلّق محكم گردد.
[١] عَنْ أبي الحَسَنِ مُوسى عليه السلام: «... ثُمَّ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله و سلم: إنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أوْفَرِيضَةٌ عادِلَةٌ أو سُنَّةٌ قائِمَةٌ، وَما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ». (الكافي، ج ١، ص ٣٢، «كتاب فضل العلم»، «باب صفة العلم وفضله وفضل العلماء»، حديث ١)