موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٩ - و امّا روايات
از زهد در دنيا و اعراض از آن، نور حكمت- كه راهنماى طريق سعادت و وصول به مقام كمال انسانيت است- در قلب ثابت و برقرار شود و از قلب جريان به زبان پيدا كند، چنانچه در باب اخلاص نيز وارد است كه: «كسى كه چهل روز براى خدا خالص شود، چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جريان پيدا كند» [١].
اخلاص نيز با زهد حقيقى در ترك آمال و مقاصد خود شريك است، و حقيقت حكمت با ظلمت خودخواهى و خودبينى مضادّ و منافر است، و نيز تا محبت دنيا و زخارف آن در قلب است، از عيوب آن محتجب است؛ زيرا كه پرده محبّت ضخيمترين حجابها است، چنانچه گفتهاند: «حُبُّ الشَّيءِ يُعْمِي وَيُصِمُّ» [٢].
تا محبت دنيا و رغبت به آن در قلب جايگزين است، عيبهاى آن، همه حسن مىنمايد و زشتىهاى آن جميل و جمال نمايش دهد. آن روزى خداى تعالى عيبهاى آن را به ما بفهماند و درد و درمان را به ما ارائه دهد كه قلب را از محبّت دنيا تهى و از سرخ و زرد آن اعراض كنيم. پس چون اين حجاب غليظ خرق شد، عيبهايى كه به صورت خوبى و نيكويى و جمال خودنمايى كرده بود، از پرده بيرون افتد، و چون انسان درد و درمان را فهميد، راه سلوك بر او
[١] متن اين حديث چنين است: «من أخْلَصَ لِلّهِ أرْبَعِينَ صَباحاً جَرَتْ يَنابِيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ». (أسرار الحكم، ص ٦٥٠)
[٢] حُبّ به چيزى، محبّ را كور و كر مىكند. (من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٧٢، البته متن حديث نبوى در مصدر چنين است: «حُبُّكَ لِلشَّيْء يُعْمِي ويُصِمُّ»)