موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨١ - فصل دوم در تعقيب اين مقصد و موعظت در اين باب
عالم نور است، كمكم كدورت طبيعت در او اثر كند و او را ظلمانى و كدر كند و غبار و زنگار طبيعت وجه مرآت ذات او را فراگيرد. پس، از فهم روحانيات كور شود و از ادراك معارف الهيه و فهم آيات ربّانيه محروم و محجوب شود و كمكم اين احتجاب و حمق روزافزون گردد تا آنكه نفس، سِجّينى و از جنس سِجّين گردد؛ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً [١]، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ [٢]، وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً [٣].
و در آيات شريفه قرآنيه به اين دو مقام بسيار اشاره شده است و خيلى مورد عنايت ذات مقدّس حق- جلّ وعلا- است؛ چه كه تمام شرايع الهيه، مقصد اصلى آنها همان نشر معارف است، و آن حاصل نشود جز به علاج نفوس و طرد آنها از ظلمت طبيعت، و خلاص آنها به عالم نورانيت.
فصل دوم در تعقيب اين مقصد و موعظت در اين باب
حبيبا! لختى از خواب گران برخيز و راه و رسم عاشقان درگاه را برگير و دست و رويى از اين عالم ظلمت و كدورت و شيطانيت شستشو كن و پا به كوى
[١] در دلهاى ايشان مرضى است، و خدا بر مرض ايشان افزوده است». (البقرة (٢): ١٠)
[٢] «و آنها كه كافر شدند، سرپرست ايشان طاغوت است كه آنها را از روشنى به تاريكىهامىبرد». (البقرة (٢): ٢٥٧)
[٣] «و قرار داديم بر دلهاى ايشان پردههايى را، تا آن را فهم نكنند و ادراك ننمايند، و گوشهاى ايشان را سنگين كردهايم». (الإسراء (١٧): ٤٦)