موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٨ - فصل دوم عدالت و جور در كتب اخلاقيّه
باطنيه و ظاهريه و روحيه و نفسيه، و به اين اطلاق، فيلسوف متقدّم گفته:
عدالت، همه فضيلت است نه جزوى از آن.
و به اين مقياس، جور را نيز دو اطلاق باشد: يكى مقابل عدالت به معنى اخص، و يكى مقابل عدالت به معنى اعم، و آن همان است كه در فرموده فيلسوف مذكور، تمام رذيلت است.
و بايد دانست كه چون عدالت، حد وسط بين افراط و تفريط است، اگر از نقطه عبوديت تا مقام قرب ربوبيت تمثيل حسى كنيم، بر خط مستقيم وصل شود، پس طريق سير انسان كامل از نقطه نقص عبوديت تا كمال عزّ ربوبيت، عدالت است كه خط مستقيم و سير معتدل است، و اشارات بسيارى در كتاب و سنت بدين معنا است؛ چنانچه صراط مستقيم كه انسان در نماز، طالب آن است، همين سير اعتدالى است.
و [اينكه] در احاديث شريفه است كه صراط از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است [١]، براى همان است كه حد اعتدال وسطيت حقيقيه را دارد، از اين جهت، در تمثّل در عالم ظهور حقايق، بايد بدين نحو متمثّل شود.
و از رسول خدا منقول است كه: خط مستقيمى در وسط كشيدند و خطهاى ديگرى در اطراف آن، و فرمودند: اين خط وسط، خط من است [٢].
و اعتدال حقيقى، جز براى انسان كامل كه از اول سير تا منتهى النهايه وصول هيچ منحرف و معوّج نشده است، براى كسى ديگر مقدّر و ميسور نيست، و آن
[١] مانند اين حديث امام صادق عليه السلام در تعريف صراط كه فرمودند: «هُوَ أدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ، وَأحَدُّ مِنَ السَّيْفِ». (تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ٢١، حديث ٩٣)
[٢] الفتوحات المكّية، ج ٣، ص ٦٩.