موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٢ - فصل سوم در بيان آنكه علم، از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و جهل، از لوازم فطرت محجوبه و از جنود ابليس است
بىواسطه يا ثانياً و بالواسطه، به علم باللَّه برگردد، و علم باللَّه بهطور برهان نيز مقصود اصلى نيست؛ بلكه ميزان در كمال، معرفت اللَّه است كه اخيره مراتب آن، فناء مطلق است كه ترك تعيّنات و رفض غبار انانيت و انّيت است، رَزَقَنا اللَّهُ وَجَميعَ الْمُؤمِنين.
فصل سوم در بيان آنكه علم، از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و جهل، از لوازم فطرت محجوبه و از جنود ابليس است
و اين به مراجعه به فطرت بنىالانسان واضح شود كه تمام سلسله بشر، عاشق كمال مطلق هستند، چنانچه سابقاً مذكور شد [١]، و همه متنفر از نقص هستند، و چون علم با كمال مطلق، مساوق است، پس عشق به كمال، عشق به علم است، و همينطور جهل نيز با نقصان، توأم و مساوق است. علاوه، خود علم نيز به عنوان خود، مورد علاقه فطرت، و جهل، مورد تنفّر آن است، چنانچه از مراجعه به فطرت بشر ظاهر شود.
غايت امر آنكه در تشخيص علوم، خلاف بين آنها هست، و اين خلاف نيز از احتجاب فطرت است، و الّا علم مطلق مورد عشق و علاقه فطرت است، و بايد دانست كه علم به اين معنا مشهور پيش عامّه كه عبارت از علم به مفاهيم و عناوين و علم ارتسامى است، مورد عشق فطرت نيست؛ زيرا كه اينها گرچه يك وجهه [اى] در آن نيز باشد، ولى از جهاتى ناقص هستند، و هر چه در او نقص
[١] ر. ك: صفحه ٧٨- ٧٩.