موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٣ - فصل سوم در فرق ميان خوف كه از جنود عقل و رحمان است و ميان قنوط كه از جنود جهل و شيطان است
دستكشيدن از جدّيت و بريدهشدن رشته بندگى و گسيختهشدن افسار صاحب آن است، و كمتر چيزى بنده بىچاره را از درگاه حق تعالى و مقام مقدّسش، مثل اين حالت، دور و از رحمتش مهجور كند.
و از دامهاى بزرگ ابليس، آن است كه در ابتداء بنده را به غرور كشاند و او را به اين وسيله افسارگسيخته كند و از معاصى كوچك به بزرگ و از آن به كبائر و موبقات كشد، و چون مدتى بدين منوال با او بازى كرد و او را به خيال رجاء به رحمت، به وادى غرور كشاند، در آخر كار اگر در او نورانيتى ديد كه احتمال توبه و رجوع داد، او را به يأس از رحمت و قنوط كشاند و به او گويد: از تو گذشته و كار تو اصلاحشدنى نيست.
و اين دام بزرگى است كه بنده را از درِ خانه خدا روگردان كند و دست او را از دامن رحمت الهى كوتاه نمايد، و اين منشأ خرابىهاى عجيب و مفاسد بىشمار است كه ضرر اين اشخاص به خود و به ديگران، از هر كس بيشتر است، و اين از غايت جهل و نهايت شقاوت است.
پس انسان بايد در صدد علاج براى اين كبيره مهلكه برآيد و تفكر در رحمتهاى واسعه حق و لطفهاى خفى و جلى آن ذات مقدّس كند. خداى تبارك و تعالى درباره انسان ملاطفتها و رحمتهاى خاصّه فرموده علاوه بر آن رحمتها كه با ساير حيوانات شركت دارد و در حيات حيوانى او يا مقام نباتى او مدخليت دارد؛ حتى در اين مقامات نيز انسان را از ساير حيوانات به كرامتهايى ممتاز فرموده.
آب و هوا- كه هر يك مدار حيات حيوانى، بلكه نباتى است- از نعمتهايى است كه ما غافل از آن هستيم، و چون غرق اين دو نعمت بزرگ هستيم، آن را جزء حساب نمىآوريم.