موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٧ - فصل سوم در بيان آنكه تأنّى و تثبُّت از فطريات مخموره و از جنود عقل است، و تسرّع و شتابزدگى و بىثباتى و بىقرارى از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
تبعيت از شيطان واهمه داخلى و شيطان بزرگ خارجى، برخلاف فطرت اوليه او است. و شك نيست كه تمام عجلهها و شتابزدگىها و بىثباتىها و بىقرارىها، از خوف نرسيدن به مآرب نفسانيه و لذّات و شهوات حيوانيه يا فقدان مقاصد حيوانى است.
قلبى كه در آن، نور توحيد و معرفت كمال مطلق تابيده شده باشد، داراى طمأنينه و ثبات و تأنّى و قرار است. دلى كه نورانى به معرفت حق- جلَّ وعَلا- شده باشد، مجارى امور را به قدرت او مىداند و خود و جدّيت و حركت و سكون خود و همه موجودات را از او مىداند و زمام امر موجودات را به دست خود آنها نمىداند. چنين قلبى اضطراب و شتابزدگى و بىقرارى ندارد.
و به عكس، دلى كه از معرفت، محتجب، و در حجابهاى خودبينى و شهوات و لذّات حيوانى اندر است، از فوت لذّات حيوانى خوفناك است.
چنين شخصى طمأنينه قلب را از دست داده و در كارها با عجله و شتابزدگى اقدام مىكند.
اهل معرفت گويند: دعا بر سه گونه است:
يكى، دعاى از روى استعجال، و آن دعاى عامّه است. اينان چون اسير مقاصد نفسانيه هستند، در دعا نيز شتابزده هستند كه مبادا مقاصد دنياوى يا حيوانى از آنها فوت شود.
ديگر، دعاى از روى احتمال، و اين، دعاى ارباب حكمت است. اينان نيز پابند مقاصد خويشند، و احتمال مىدهند دعا در جريان امور قضايى دخالت داشته باشد و قضاى حق تعالى مقيّد به دعا باشد؛ از اين جهت دعا كنند.
سوم، دعاى از روى امتثال است، و اين، دعاى اصحاب معارف است. آنان