موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٨ - فصل اوّل مقصود از خير و شر
اقرب به صواب و نزديكتر به مقصد و مقصود است، و مهم در اين مقام، بيان مقصود از خير و شر است كه در اين حديث شريف، يكى را وزير عقل و ديگرى را وزير جهل قرار داده.
پس بايد دانست كه مقصود، نفس خير و شر نيست به آن معنا كه عامه مىفهمند، بلكه به معناى ديگرى است كه پس از اين، اشاره به آن مىآيد؛ زيرا كه نه تناسب با وزارت و نه جُنديت عقل دارد. پس مقصود از آن را توان گفت كه حقيقت فطرت است كه در آيه شريفه، اشارت به آن رفته، آنجا كه فرمايد:
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها [١].
غايت امر آن كه: خير، عبارت از فطرت مخموره است، و شر، عبارت از فطرت محجوبه است.
و تفصيل اين اجمال آن كه: حق- تبارك و تعالى- با عنايت و رحمت خود، به يد قدرت خود كه طينت آدم اوّل را مُخمَّر فرمود [٢]، دو فطرت و جبلّت به آن مرحمت نمود: يكى اصلى، و ديگر تبعى كه اين دو فطرت، بُراق سير و رفرف عروج او است به سوى مقصد و مقصود اصلى، و آن دو فطرت، اصل و پايه جميع فطرياتى است كه در انسان مخمّر است و ديگر فطريات، شاخهها و اوراق آن است.
يكى از آن دو فطرت، كه سِمَت اصليت دارد، فطرت عشق به كمال مطلق و
[١] «فطرت الهى، همان فطرتى است كه خداى انسان را بر آن آفريده است». (الروم (٣٠): ٣٠)
[٢] اقتباس است از اين حديث قدسى كه: «خَمَّرْتُ طِينَةَ آدَمَ بِيَدي أرْبَعينَ صَباحاً»؛ «طينتآدم را به دست خودم، چهل روز مُخمَّر ساختم». (شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٣٣٤؛ عوالي اللآلي، ج ٤، ص ٩٨، حديث ١٣٨)