موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - فصل سوم در بيان آنكه «رفق» و «مدارا» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «خرق» و «عنف» از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
فصل سوم در بيان آنكه «رفق» و «مدارا» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «خرق» و «عنف» از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
و اين معنى محقّق شود پس از آنكه معلوم شود كه رفق و مدارا و مصاحبت و رفاقت، از جَلَواتِ رحمت رحمانيه و شؤونِ آن است. قلبى كه در آن جلوه رحمت افتاده باشد و به بندگان خدا با نظر رحمت و عطوفت بنگرد، البته چنين قلبى در تمام شؤون و مراحلى كه مذكور شد در فصل سابق، با رفق و مدارا رفتار مىكند در معاشرت با نوع خود؛ بلكه در سلوك با غير نوع خود از حيوانات- كه در تحت اداره او هستند و او در آنها تصرّف دارد- و در خُدّام و عبيد و عشرت با آنها، و در سلوك با ارحام و همسايگان خصوصاً، و بالجمله، با تمام اصناف مردم، معاشرت با رفق و رحمت و عطوفت و رفاقت كند.
و همينطور در باب ارشاد و تعليم خلق و اجراء امر و نهى الهى، رحمت و عطوفت، آنها را دعوت به اين شغل شريف كند؛ و البته چيزى كه از پرتو نور رحمت رحمانيه پيدا شد، با رفاقت و مدارا انجام مىگيرد، و شدّت و عنف و امثال آن از آن دور است.
و چون اين مقدمه واضح شد، معلوم شود كه رفق از فطريات مخموره است و از لوازم فطرت اللَّه است؛ زيرا كه تمام قلوب عائله بشرى به حسب فطرت، مخمور به رَحْم است، و عالم نقشه رحمت رحمانيه است، و از اين جهت، اهل