موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٩ - فصل دوم در بيان دخالت رفق در امور انسان
قوّه مقاومت با تمام ناملايمات را داشته باشد و با هيچ چيز از ميدان ارشاد خلق، درنرود.
بزرگتر زحمت و سختترين رنج و تعب هاديان راه حق، معاشرت با جاهلان و دعوت بىخردان بوده و هست، و از اين جهت، اينها بايد متصف به بزرگترين اخلاق حسنه باشند و بايد قوّه رفق و مدارا و حسن عشرت، در آنها بهطورى باشد كه با تمام جهالتِ جاهلان و بىخردان، مقاومت كنند. زودرنجى و كدورت و امراض عصبى [١]، به كلّى با اين شغل شريف منافى است. شدّت و عنف و عجله، مخالف وظيفه هاديان الى اللَّه است، چنانچه در روايات شريفه اشاره به اين معنا بسيار است [٢].
در باب امر به معروف و نهى از منكر، يكى از مهمّات، همين رفقنمودن و مداراكردن است. ممكن است اگر انسان، مرتكب معصيت يا تارك واجبى را با شدّت و عنف بخواهد جلوگيرى كند، كارش از معصيت كوچك به معاصى بزرگ يا به ردّه و كفر منتهى شود؛ در ذائقه انسان امر و نهى تلخ و ناگوار است و غضب و عصبيت را تحريك مىكند. آمر به معروف و ناهى از منكر بايد اين تلخى و ناگوارى را با شيرينىِ بيان و رفق و مدارا و حسن خُلق، جبران كند تا كلامش اثر كند و دل سخت معصيتكار را نرم و رام نمايد.
در روايت خصال شيخ صدوق- عليه الرحمه- است كه حضرت خضر
[١] «در اصل «عصبانى» آمده است».
[٢] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ١١٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب المُداراة»، و ص ١١٨، «باب الرِّفق»؛ وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ١٥٩، «كتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر»، «أبواب الأمر و النهي»، باب ١٤.