موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - تنبيه
او روبرگردانيد. پس از آن به او گفت: روىبياور. روىآورد. فرمود خداى تعالى:
آفريدم تو را آفريده بزرگى و كرامت دادم تو را بر جميع مخلوقات خود.
فرمود حضرت صادق [عليه السلام]: پس از آن، خلق فرمود جهل را از درياى شور تلخ تاريك. پس گفت به او: پشت كن. پشت نمود. پس از آن گفت به او: روىآور. روىنياورد. فرمود به او: سركشى كردى. پس دور نمود او را.
پس از آن، قرار داد از براى عقل هفتاد و پنج لشكر. چون جهل ديد آنچه را كه حق به او اكرام كرد عقل را و آنچه را عطا فرمود به او، عداوت او را در نهاد خود گرفت.
پس جهل گفت: اى پروردگار! اين آفريدهاى است مثل من؛ آفريدى او را و تكريمش فرمودى و قوّتش دادى، و من ضد اويم و نيست براى من توانايى به او. به من نيز عطا كن از لشكر، مثل آنچه به او عطا فرمودى.
فرمود: آرى، پس اگر بعد از اين گناه كردى، تو و جند تو را از رحمت خود خارج كنم. گفت: راضى شدم. پس عطا فرمود به او هفتاد و پنج لشكر.
بعد حضرت صادق- عليه السلام- شروع فرمود به شمارش جُند عقل و جهل كه پس از اين به تفصيل- إن شاء اللَّه- به بيان آنها پردازيم، و ما ناچار، برخلاف ميثاق خود كه در اوّل اين رساله اشارت به آن نموديم كه تعرّض به مطالب علميه نكنيم، به بعض نكات علميه صدر اين حديث- كه جز اين طريق راهى ندارد- با اختصار و اجمال اشارتى مىنماييم.