موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٣ - فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
اكمل مستفاد شود. و دقيقتر از اين، استفاده شدن اينگونه مطالب است از مفتاح كتاب شريف الهى كه فرمايد: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ [١] كه تمام محامد و جميع اثنيه را منحصر به ذات مقدّس فرمايد، خصوصاً با متعلق بودن «بِسْمِ اللَّهِ» به «الْحَمْدُ للَّهِ» چنانچه در مسلك اولياء عرفان و اصحاب ايقان است [٢]، و در اين دقيقه اسرارى است كه كشف آن خالى از خطر نيست.
بالجمله، فطرت سليمه كه محتجب به تحت استار تعيّنات خلقيه نشده و امانت را چنانچه هست به صاحبش مردود نموده، در هر نعمتى شكر حق كند؛ بلكه نزد فطرت غير محجوبه، هر شكرى از هر شاكرى و هر حمد و ثنايى از هر حامد و ثناجويى- به هر عنوان و براى هر كس و هر نعمت باشد- به غير ذات مقدس حق- جلّ و علا- راجع نشود، گر چه خود محجوبين گمان كنند مدح غير او كنند و ثناى غير او نمايند، و از اين جهت توان گفت: بعثت انبياء براى رفع اين حجاب و برچيده شدن استار از جلوه جمال أزلى- جلّت عظمته- است، و شايد كريمه شريفه إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ [٣] و امثال آن [٤]، اشاره به همين دقيقه باشد؛ و لكن انسان بيچاره محتجب كه فطرت سليمه الهيهاش را در پس پردههاى ظلمت تعيّنات خَلقيه مستور و محجوب نموده، و نور خداداد جبلّتش را به ظلمتهاى كثرات خلقيه منطفى و منطمس
[١] «ستايش خداى راست كه پروردگار جهانيان است». (الفاتحة (١): ٢)
[٢] ر. ك: آداب الصلوة، ص ٢٩٥؛ سرّ الصلوة، ص ١١٦؛ شرح چهل حديث (اربعينحديث)، امام خمينى قدس سره، ص ٧٢٢.
[٣] «و هيچ موجودى نيست، مگر آنكه او را به پاكى مىستايد، ولى شما تسبيحگويىايشان را نمىفهميد». (الإسراء (١٧): ٤٤)
[٤] ر. ك: الرعد (١٣): ١٣؛ النور (٢٤): ٤١؛ الجمعه (٦٢): ١؛ الحديد (٥٧): ٢.