موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٣ - فصل چهارم موعظت در اين باب
وبالعكس، احتجاب از حق، و رؤيت نفس و خودخواهى و حبّ نفس، انسان را از خدا منقطع كند و اسير نفس كند، و چون بنده نفس شد، هر جا لذّات نفس ديد، دل آنجا رود، و پيش صاحبان دنيا و مال و منال خاضع و خوار شود و چشم طمع به دست آنها دوزد، و در عين حال، به زيردستان و آنان كه چشم اميد به آنها ندارد، تكبّر كند و سرافرازى نمايد.
فصل چهارم موعظت در اين باب
] بدانكه هر علم و عملى كه انسان را از هواهاى نفسانيه و صفات ابليس دور كند و از سركشىهاى نفس بكاهد، آن علمِ نافع الهى و عمل صالحِ مطلوب است، و به عكس، هر علم و عملى كه در انسان عُجب و سركشى ايجاد كند يا دستكم از صفات نفسانيه و رذائل شيطانيه، انسان را مبرّا نكند، آن علم و عمل از روى تصرّف شيطان و نفس أمّاره است، و نه آن علمْ نافع و علمِ خدايى است گرچه علم معارفِ اصطلاحى باشد، و نه آن عملْ صالح و سازگار براى روح است گرچه جامع شرايط باشد.
و ميزان در سير و سلوك حق و باطل، قَدَم نفس و حق است، و علامت آن را از ثمراتش بايد دريافت.
و اكنون سخن ما در تمام ثمرات و نتايج نيست، بلكه در همان تواضع و تكبّر است.
و در روايت كافى، سند به حضرت مولى الموحّدين رساند كه فرمود: «اى طالب علم! همانا علم، داراى فضايل بسيار است. پس سَرِ آن، تواضع است و