موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - فصل سوم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
و در تفسير قول خداى تعالى: إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ [١]، از حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- در كافى شريف نقل شده كه فرمود: «قلب سليم آن است كه ملاقات كند پروردگار خود را در صورتى كه در آن احدى نباشد غير از خدا» [٢].
و نيز از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه: «قلب سليم آن است كه سالم باشد از محبت دنيا» [٣]، و چون حقيقت دنيا، عبارت از ما سوى اللَّه است، از اين جهت، اين معنا در احدى پيدا نشود، مگر ولىّ كامل.
و تفسير اين آيه شريفه به هر دو وجه با آيه شريفه سوره «قدر» به يك معنا برگردد و متوافق شود.
و از آنچه مذكور شد، «حمق» نيز معلوم شود كه از جنود جهل و ابليس است و از لوازم فطرت محجوبه است، و فطرت چون محتجب شود، از ادراك حق و روحانيّات كه جنود الهيهاند، بازماند و به دنيا و خود متوجه شود و در حجاب انّيت و انانيت- آن هم انّيت دنياويه كه آن نيز به حقيقت خود او نيست- از تمام مراتب معنويات و جميع معارف الهيه بازماند، و اين بالاترين مراتب «حمق» است كه كسى از خود و روحانيت خود نيز محجوب باشد «نعوذ باللَّه منه».
[١] «مگر آن كسى كه با قلب سالم، نزد خدا بيايد». (الشعراء (٢٦): ٨٩)
[٢] متن حديث چنين است: «الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقى رَبَّهُ، وَلَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ». (الكافي، ج ٢، ص ١٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الإخلاص»، حديث ٥)
[٣] متن اين روايت چنين است: «هُوَ الْقَلْبُ الَّذِي سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا». (مجمع البيان، ج ٧، ص ٣٠٥؛ تفسير نور الثقلين، ج ٤، ص ٥٨، حديث ٥٠)