موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٤ - فصل سوم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره وجنود عقل و رحمان است و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
نور عظمت و سطوتِ جلال، مىلرزيد [١]، واز خوف خدا غش مىكردند [٢].
رنگهاى مباركشان در وقت نماز، كه ميعاد حضور اولياء- عليهم السلام- و معراج قرب آنها است، زرد مىشد [٣] و پشت مباركشان مىلرزيد و از خود بىخود مىشدند [٤].
در ليله معراج، رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه وآله- به مشاهده هر جلوه [اى] از جلواتِ عظمت غش مىكرد، و پس از آن، از جلوههاى انس و رحمت به هوشش مىآوردند [٥]. آنجا مقام خوف از چيزى جز عظمت نبود، و اسم و رسمى از عذاب و عقاب نبود. آنجا فطرت عشق و محبت، به تمام حقيقت، و فطرتِ رهبت و رغبت، به تمام معنا بىشايبه احتجاب، حكمفرما در وجودش بود، و حكم فطرت از حكم حق جدا نبود.
و از اينجا بايد دانست كه جرئت به هر مرتبه كه باشد بىاحتجاب فطرت رخ
[١] چنانكه درباره حضرت سيّد الساجدين على بن حسين- عليهما السلام- نقل شده كه: «كانَ أعْضاؤه تَرْتَعِدُّ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»؛ «اعضاء بدن آن حضرت از خشيت و ترس خدا مىلرزيد». (بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ٨٠)
[٢] چنانكه حالت غشوه براى حضرت امير المؤمنين على بن أبىطالب عليهما السلام بعد از دعاء و مناجات، دست مىداده است. (ر. ك: بحار الأنوار، ج ٤١، ص ١٢)
[٣] چنانكه بروز اين حالت براى سبط اكبر پيامبر، حضرت امام حسن بن على عليهما السلام درهنگام وضو گرفتن نقل شده است. (ر. ك: بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٣٤٦، حديث ٣٠)
و همچنين براى سائر ائمّه عليهم السلام نقل شده است. (ر. ك: بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٣٤٧، حديث ٣٢)
[٤] بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ٥٥، باب ٥، حديث ٤؛ و ص ٨٠، حديث ٧٥.
[٥] بحار الأنوار، ج ٧٩، ص ٢٤١، ادامه حديث ١.