موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - فصل دوم در بيان فرق مابين رجاء و غرور است
غلبه كند، بهطورى كه خود را از سعه رحمت حق منعزل كند؛ و اين، غايت خذلان است، نعوذ باللَّه منه.
فصل دوم در بيان فرق مابين رجاء و غرور است
بدانكه انسان به واسطه حب نفس و خودخواهى و خودبينى، از خود غافل شود و چه بسا كه نقصانها و عيبهايى در اوست و او آنها را كمال و حسن، گمان كند، و اشتباه بين صفات نفس بسيار زياد است و كم كسى است كه بتواند تمييز صحيح بين آنها بدهد و اين، يكى از معانى يا يكى از مراتب نسيان نفس است كه از نسيان حق- جلَّ وعلا- حاصل شده است كه اشاره به آن فرموده در سوره حشر، آيه ١٩: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ [١] و ما اكنون، درصدد بيان آن به وجه تفصيلى نيستيم.
يكى از امورى كه مورد اشتباه است و انسان به واسطه محجوبيت گول مىخورد، تمييز مابين غرور و امانى و مابين رجاء و وثوق به حق است، و پر معلوم است كه غرور از بزرگترين جنود ابليس است، به خلاف رجاء كه از جنود رحمان عقل است؛ با اينكه اين دو، هم به حسب مبادى و هم به حسب آثار، مختلف و متميّزند.
مبدأ رجاء، علم به سعه رحمت و ايمان به بسط فيض و كمال و اسماء و صفات است، و مبدأ غرور، تَهاون به امر الهى و جهل به عوالم غيب و صور
[١] «و مانند كسانى كه خدا را فراموش كردهاند، نباشيد، و خدا نيز چنان كرد كه ايشان خود را فراموش كنند، آنان همان فاسقان و نافرمانان هستند».