موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٨ - فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولوا الألباب است
تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ^ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ [١].
بار خداوندا! قوّت و عزّت، خاصّ تو است، و قدرت و سلطنت، منحصر به ذات مقدس تو، ما بيچارگان ضعيف از فرط دلباختگى به دنيا، دست و پاى خود را گم كرديم، و از نور فطرت محجوب و مهجور شديم، و فطريات خويش را فراموش كرديم، و به مخلوقى ضعيف و بينوا- كه اگر ذُبابى طعمه آنها را بربايد، قدرت بر استرداد آن ندارند، و اگر همه به هم، پشت به پشت دهند، تصرف در مورى نتوانند- دل داديم و اعتماد كرديم، و از ساحت قدس تو و توكّل به ذات مقدس تو دور افتاديم.
بارالها! اين دل هرجايى ما را يكجايى كن، و اين چشم دوبين را يكبين فرما، و جلوه توحيد و تفريد و تجريد را درطور قلب ما متجلّى كن، و جبل انانيت و انّيت ما را مندكّ و فانى فرما، و ما را به حدّ فنا رسان تا از رؤيت توكّل نيز فارغ شويم، إنَّكَ الْوَليُّ المفضال.
[١] «اى مردم، مَثَلى زده شد، پس به آن گوش كنيد؛ كسانى را كه جز خداى مىخوانيد، هرگز مَگسى نمىآفرينند هر چند كه براى اين كار، اجتماع كنند و گِرد هم آيند. و اگر آن مگس چيزى از ايشان بِرُبايد، نمىتوانند آن را بازپس گيرند، جستجوگر و آنكه در پى او هستند، ناتوان مىباشند. و قدر خداوند را آنچنانكه در خور اوست، نشناختند. در حقيقت خداوند، نيرومندِ شكستناپذير است». (الحجّ (٢٢): ٧٣- ٧٤)