موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - فصل چهارم در بيان آنكه «صبر» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است و «جزع» و بىتابى از جنود جهل و لوازم فطرت محجوبه است
فصل چهارم در بيان آنكه «صبر» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است و «جزع» و بىتابى از جنود جهل و لوازم فطرت محجوبه است
بدانكه چون فطرت اصليه انسانى بر حبّ كمال و جمال است و خداخواه و خدابين است، پس آنچه از واردات بر او وارد شود از جانب خدا- گرچه به حسب طبيعت ناگوار باشد- اظهار جزع نكند و جزع از واردات حق را عيب شمارد، و چون محتجب به حجب نفسانيه طبيعيه شد و زنگار خودبينى و خودخواهى مرآت قلب او را فراگرفت، بر واردات بىتابى و جزع كند و از فقدان مطلوبات طبيعيه ناشكيبايى نمايد.
رجل روحانى كه به فطرت اصليه خداداده باقى باشد، صبر و ثبات در هر چيز كند، و عنانگسيختگى ننمايد و قوّت روح او بر مطلوبات طبيعت چيره شود و دست و پاى خود را در پيشآمدها گم نكند، و چون از حبّ دنيا و نفس وارسته است، فقدان آنها او را نلرزاند؛ چه كه تمام لغزشها از حبّ دنيا و نفس ريشه مىگيرد.
و مبدأ اصلى احتجابات، احتجاب به حُجب دنيا و نفس است، و حُجب ظلمانيه- كه در حديث شريف وارد است [١]- همان حُجب دنيا و نفس است.
پس، فطرت كه حبّ به كمال مطلق دارد، چون محتجب به حجاب طبيعت و نفس شد، كمال را در مطلوبات طبيعيه و نفسانيه پندارد و براى فقدان آن جزع
[١] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٥٥، ص ٤٢- ٤٤، «كتاب السماءِ و العالم»، باب ٥، حديث ٣، ٥ و ١٠- ١٢.