موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٨ - فصل سوم در بعض مراتب صبر كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
واردات را از حق تعالى ديد و متصرّفى در خود و عالَم جز او نديد، پس صبر او صبر على اللَّه شود؛ بلكه تمام بليّات و مصيبات را جلوههاى اسماء و صفات بيند. و همانطور كه اهل حجاب بر بليّات صبر كنند، اينان بر خدا و شؤون اسمائيه يا ذاتيه او صبر كنند.
و امّا صبر في اللَّه، پس آن از براى اهل حضور است كه مشاهده جمال اسمائى كردند. پس در آن مشاهدات و جلوات هر چه صبر كنند و دل را از استهلاك و اضمحلال نگه دارند، صبر في اللَّه است.
و امّا صبر مع اللَّه، پس آن براى مشاهدين جمال ذات است كه از مقام مشاهده جمال اسمائى بيرون رفته و به مشاهده ذاتى رسيدهاند. آنها هر چه در اين جلوات صبر كنند و خودنگهدار شوند، صبر مع اللَّه است، و پس از اين، مقام استهلاك و فناء است كه اسم و رسمى از سالك و صبر و سلوك نيست.
وامّا صبر عن اللَّه، پس آن صبر مشتاقين و محبوبين جمال است كه پس از ارجاع آنها به مملكت خود ناچار بايد صبر كنند و از جمال جميل براى اطاعت خود او محجوب باشند، و اين اشقّ مراتب صبر است، و شايد يك معنى «ما اوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ ما اوذِيتُ» [١] همين باشد؛ زيرا هر چه محبّت و عشق زيادتر باشد، صبر بر مفارقت بيشتر است؛ چنانچه على- عليه السلام- نيز گويد: «وَهَبْني صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ، فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِكَ» [٢]، و چون دست كوتاه ما محجوبان از درازكردن به شاخسار بلند مقامات اولياء قاصر است، بيش از اين زباندرازى روا نيست.
[١] «هيچ پيامبرى مانند من، اذيت نشد». (بحار الأنوار، ج ٣٩، ص ٥٦، باب ٧٣، حديث ١٥)
[٢] «خداوندا، گيرم كه بر عذاب تو صبر كنم، پس چگونه بر فراق تو صبر نمايم؟!». (إقبال الأعمال، ص ٢٢٢، دعاى كميل)