موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - فصل سوم در بعض مراتب صبر كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
باطل است، و چون خروج از بيت محقَّق شد، سالك شود، و صبر در اين مقام صبر للَّهاست.
و امّا صبر باللَّه را دو مقام است: يكى براى سالك ثابت است، و يكى براى اهل صَحْو بعد المَحْو.
و در اينجا مراد مقام اوّل است، و آن عبارت از آن است كه سالك پس از خروج از بيت و هجرت الى اللَّه مشاهده كند كه تمام حركات و سكناتش به حول و قوّه خدا است، و خودش دخالت در چيزى ندارد، پس صبر خود را چون هر چيز خود، باللَّه داند، و اين غير از اعتقاد يا برهان است، بلكه مشاهده به عيان است؛ زيرا كه اعتقاد و برهان راجع به اهل حجاب است.
و امّا مقام دوم كه راجع به اهل صَحْو است، آن پس از آن است كه طى مقامات سلوك شد، و منتهى به فناء كلّى و محو مطلق گرديد، پس به عنايت حق تعالى ارجاع به مملكت خودش كردند براى دستگيرى از افتادگان. در اين مقام، وجود او و شؤون وجوديه او حقّانى شده، و تمام حركات و سكناتش در اين مقام باللَّه است؛ يعنى به وجود حقّانى است. پس او در اين مقام عَينُ اللَّه و اذُن اللَّه و يدُ اللَّه است «عَليٌّ عَيْنُ اللَّهِ وَاذُنُ اللَّهِ وَيَدُ اللَّهِ» [١].
امّا صبر على اللَّه، و آن پس از تمكين اين مقام است؛ يعنى مقام صبر باللَّه به معنى اوّلش. پس سالك چون خود را از مطلق تصرفات برى و عارى ديد و تمام
[١] اشاره است به اين فرمايش اميرالمؤمنين و مولى الموحِّدين على بن أبىطالب عليهما السلام: «أنَا عَيْنُ اللَّهِ، وَأنَا يَدُ اللَّهِ، وَأنَا جَنْبُ اللَّهِ، وَأنَا بابُ اللَّهِ»؛ «من چشم خدا، دست خدا، جنب خدا و باب خدا هستم». (الكافي، ج ١، ص ١٤٥، «كتاب التوحيد»، باب ٢٣، حديث ٨)
و نظير اين حديث است آنچه را كه شيخ صدوق رحمه الله در كتاب التوحيد، ص ١٦٤، حديث ١ نقل فرموده است.