موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢١ - و امّا روايات
و چنانچه سابق بر اين ذكر شد، خود زهد مقصود بالذات نيست، چنانچه مفتاح، خود، مقصود بالذات نيست، بلكه براى فتح باب است. پس فتح بابِ سعادت و معرفت با زهد شود.
پس از آن، حضرت صادق- عليه السلام- خود بهطور اختصار، اوّل درجه زهد و اوّلدرجه خيرات را بيان فرمود، و از حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه وآله- نقل فرمود كه حلاوت و شيرينى ايمان را كسى نمىيابد، مگر با زهد و عدم مبالات به امثال مأكولات اين دنيا، و تا از منزل حيوانى و بطن و فرج نگذرد، به مقام روحانى و منزل انسانى نخواهد رسيد.
ما اكنون كه در درجه حيوانات و منزل بهائم هستيم، از حقيقت ايمان بلكه اسلام، جز اسمى و حرفى نمىدانيم. از اين معنا، حلاوت و شيرينى ايمان را نمىفهميم. تا قلب ذائقه پيدا نكند، چشيدن حلاوت براى آن ميسور [نيست]؛ و تا در منزل حيوانيت است، قلبى نيست تا ذائقه [اى] داشته باشد.
وَبِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام: إنَّ فِي كِتابِ عَلِىٍ- عَلَيْهِ السَّلامُ-: «إنَّما مَثَلُ الدُنْيا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ؛ ما ألْيَنَ مَسَّها وَفِي جَوْفِها السمُّ الناقِعُ! يَحْذَرُها الرَجُلُ الْعاقِلُ، وَيَهْوِي إلَيْها الصَبِيُّ الْجاهِلُ» [١].
[١] امام صادق عليه السلام فرمودند: «همانا در كتاب على عليه السلام آمده است: به درستى كه مَثَل دنيا، مانند مارى است كه به گاه لمس كردن، بسيار نرم است، در حالىكه درون آن را سَمّى كشنده، پُر كرده است، انسان عاقل از آن پرهيز مىكند، ولى طفل نادان به آن تمايل پيدا مىكند».
(الكافي، ج ٢، ص ١٠٤، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب ذمّ الدنيا و الزهد فيها»، حديث ٢٢؛ وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ١٧، «كتاب جهاد النفس»، «أبواب جهاد النفس»، باب ٦٣، حديث ٣)