موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٥ - فصل سوم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره وجنود عقل و رحمان است و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
ندهد، و به هر اندازه از احتجاب، رهبت از حق تعالى تبديل شود به خوفها و رهبتهاى ديگر؛ كه جامع همه، آن است كه خوف:
يا از شهود عظمت و جلال حاصل آيد به حسب تجلّيات افعالى، تا آخرين مراتب كه تجليات صفاتى است.
و اينكه آخرين مراتب را تجليات صفاتى دانستيم؛ زيرا كه تجليات ذاتى، مقام فناء رهبت و ازاله خوف است، و أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ [١] نيز شايد اولياء مطلق را گويد كه به فناء كلّى نائل شدند و انقطاع از خود و همه مراتب خوف پيدا كردند.
و يا در حال احتجاب، خوف حاصل شود، و هر خوفى كه در اين مقام حاصل آيد، از تصرّفات نفس و ابليس است كه عين جرئت بر حق است؛ زيرا كه خوف از غير حق براى غير حق، حق نخواهد بود.
و از اينجا خوفهاى حاصل براى انبياء كُمَّل و اولياء بزرگ را كه پس از حال صحو براى آنها حاصل شود، با خوف ديگران كه محتجبين هستند، مىتوان فرق روشن گذاشت، و فرق رهبت و رغبتِ آنان با ديگران، واضح شود.
[١] «آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمى نيست، و ايشان غمگين نمىشوند». (يونس (١٠): ٦٢)