موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥ - مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف تا آنجا كه مقصود اصلى ما است از شرح قوله عليه السلام «اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَجُنْدَهُ، وَالْجَهْلَ وَجُنْدَهُ تَهْتَدُوا»
- و هيچ كتابى آسمانى و غير آن، مثل آن، مُعرّفىِ ذات و صفات حق تعالى را ننموده، و همينطور جامع اخلاق و دعوت به مبدأ و معاد و زهد و ترك دنيا و رفض طبيعت و سبكبار شدن از عالم ماده و رهسپار شدن به سرمنزل حقيقت است، بهطورى كه مثل آن متصور نيست- مع ذلك، چون ساير كتب مصنَّفه مشتمل نشده بر ابوابى و فصولى و مقدّمه و خاتمه، و اين از قدرت كامله منشئ آن است كه محتاج به اين وسايل و وسايط در القاء غرض خود نبوده.
و از اين جهت، مىبينيم كه گاهى با نصف سطر، برهانى را كه حكماء با چندين مقدمات بايد بيان كنند، به صورت غير شبيه به برهان مىفرمايد.
مثل قوله تعالى: لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا [١] و قوله: لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ [٢] كه برهان دقيق بر توحيد است، و هر يك از اين دو محتاج به چندين صفحه بيان است كه پيش اهلش واضح است و غير اهلش را نيز حق تصرف در آن نيست؛ گرچه چون كلام جامع است، به اندازه فهمش هر كسى از آن ادراكى مىكند.
و مثل قوله تعالى: أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ [٣] و قوله: وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ [٤] و قوله: فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ [٥] و قوله: وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ
[١] «اگر در آسمان و زمين، خدايانى جز خداى يكتا بودند، فاسد مىشدند». (الأنبياء (٢١): ٢٢)
[٢] «هر خدايى با آفريدگان خود به يك سو مىكشيد، و بر يكديگر برترى مىجستند». (المؤمنون (٢٣): ٩١)
[٣] «آيا آنكه آفريده نمىداند؟ و حال آنكه او باريكبينِ آگاه است». (المُلك (٦٧): ١٤)
[٤] «و او با شماست، هر جا كه باشيد». (الحديد (٥٧): ٤)
[٥] «به هر جا كه رو كنيد، همانجا رو به خداست». (البقره (٢): ١١٥)