موسوعة الإمام الخميني 49 (شرح حديث جنود عقل و جهل) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٤ - فصل سوم در بيان مراتب رضا است
شايد اختصاص اين اسم در بين اسماء، براى همين نكته باشد كه منظور، وقوع در تحت تربيت ربّ العالمين است كمالًا؛ چنانچه تكويناً چنين است؛ چنانچه «رَضِيتُ بِالإسْلامِ دِيناً وَبِمُحَمَّدٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ- نَبِيّاً وَرَسُولًا وَبِالْقُرْآنِ كِتاباً وَبِعَلِيٍّ أمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَأوْلادِهِ الْمَعْصُومِينَ- عَلَيْهِمُ السَّلامُ- أئِمَّةً» [١] دعوىهايى است كه اگر خداى نخواسته، مشفوع به واقع نباشد، از شؤون نفاق و دروغ محسوب شود.
آن كس كه در تحت قواعد دينى اسلامى واقع نشود و خشنود به آن قواعد نباشد و خرّم و فرحناك از احكام اسلاميه نباشد- گرچه به ضرر او و عائله او باشد- او نتواند چنين ادعايى كند.
كسى كه- نعوذ باللَّه- به يكى از احكام اسلاميه، در باطن قلب، اعتراضى دارد يا كدورتى از يكى از احكام اسلاميه در دل دارد يا بخواهد كه يكى از احكام، غير از اينكه هست باشد يا بگويد كه كاش اين حكم كذايى اينطور بود نه آنطور! اين راضى به دين اسلام نيست و نتواند اين دعوى كاذب را بكند، و همينطور قياس ساير مراحل.
پس رضايت و خشنودى از نبوّت و امامت، به مجرد اين نشود كه ما به چنين پيشوايان و هاديان راه سعادتى خشنود باشيم، ولى به طرق سعادت و كمال انسانيتى كه هدايت نمودند ما را، عمل نكنيم. روح اين دعوى رضايت، استهزاء است.
عزيزا! دعوى مقامات و مدارج كردن سهل است. چه بسا باشد كه به خود انسان نيز، مطلب مشتبه شود و خودش نيز نداند كه مردِ ميدان اين دعوى
[١] ر. ك: من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢١٥، حديث ١٢.